X
تبلیغات
رایتل

امنیت و آزادى در محیط خانه
خداوند در سوره نور: آیات 27 تا 29 می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ . فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِیها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى یُؤْذَنَ لَکُمْ وَ إِنْ قِیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکى لَکُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ . لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ مَسْکُونَةٍ فِیها مَتاعٌ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما تَکْتُمُونَ»؛ اى کسانى که ایمان آورده اید در خانه هایى غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید، این براى شما بهتر است، شاید متذکر شوید. و اگر کسى در آن نیافتید داخل آن نشوید تا به شما اجازه داده شود، و اگر گفته شود بازگردید، بازگردید، که براى شما پاکیزه تر است و خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. گناهى بر شما نیست که وارد خانه هاى غیر مسکونى بشوید که در آنجا متاعى متعلق به شما وجود دارد، و خدا آنچه را آشکار مى کنید یا پنهان مى دارید مى داند.

بى شک وجود انسان داراى دو بعد است، بعد فردى و بعد اجتماعى و به همین دلیل داراى دو نوع زندگى است، زندگى خصوصى و عمومى که هر کدام براى خود ویژگیهایى دارد و آداب و مقرراتى. انسان ناچار است در محیط اجتماع قیود زیادى را از نظر لباس و طرز حرکت و رفت و آمد تحمل کند، ولى پیدا است که ادامه این وضع در تمام مدت شبانه روز خسته کننده و دردسرآفرین است. او مى خواهد مدتى از شبانه روز را آزاد باشد، قید و بندها را دور کند به استراحت پردازد با خانواده و فرزندان خود به گفتگوهاى خصوصى بنشیند و تا آنجا که ممکن است از این آزادى بهره گیرد، و به همین دلیل به خانه خصوصى خود پناه مى برد و با بستن درها به روى دیگران زندگى خویش را موقتاً از جامعه جدا مى سازد و همراه آن از انبوه قیودى که ناچار بود در محیط اجتماع بر خود تحمیل کند آزاد مى شود.
حال باید در این محیط آزاد با این فلسفه روشن، امنیت کافى وجود داشته باشد، اگر بنا باشد هر کس سر زده وارد این محیط گردد و به حریم امن آن تجاوز کند دیگر آن آزادى و استراحت و آرامش وجود نخواهد داشت و مبدل به محیط کوچه و بازار مى شود.

به همین دلیل همیشه در میان انسانها مقررات ویژه اى در این زمینه بوده است، و در تمام قوانین دنیا وارد شدن به خانه اشخاص بدون اجازه آنها ممنوع است و مجازات دارد، و حتى در جایى که ضرورتى از نظر حفظ امنیت و جهات دیگر ایجاب کند که بدون اجازه وارد شوند مقامات محدود و معینى حق دادن چنین اجازه اى را دارند.
در اسلام نیز در این زمینه دستور بسیار مؤکد داده شده و آداب و ریزه کاریهایى در این زمینه وجود دارد که کمتر نظیر آن دیده مى شود.در حدیثى مى خوانیم: که" ابو سعید" از یاران پیامبر (ص) اجازه ورود به منزل گرفت در حالى که روبروى در خانه پیامبر ص ایستاده بود، پیامبر (ص) فرمود: به هنگام اجازه گرفتن روبروى در نایست!
در روایت دیگرى مى خوانیم که خود آن حضرت هنگامى که به در خانه کسى مى آمد روبروى در نمى ایستاد بلکه در طرف راست یا چپ قرار مى گرفت و مى فرمود: السلام علیکم (و به این وسیله اجازه ورود مى گرفت) زیرا آن روز هنوز معمول نشده بود که در برابر در خانه پرده بیاویزند.

حتى در روایات اسلامى مى خوانیم که انسان به هنگامى که مى خواهد وارد خانه مادر یا پدر و یا حتى وارد خانه فرزند خود شود اجازه بگیرد.
در روایتى آمده است که مردى از پیامبر (ص) پرسید: آیا به هنگامى که مى خواهم وارد خانه مادرم شوم باید اجازه بگیرم؟ فرمود: آرى، عرض کرد مادرم غیر از من خدمتگزارى ندارد باز هم باید اجازه بگیرم؟! فرمود: أتحب ان تراها عریانة؟!؛ آیا دوست دارى مادرت را برهنه ببینى؟! عرض کرد: نه، فرمود: فاستاذن علیها!؛ اکنون که چنین است از او اجازه بگیر!. در روایت دیگرى مى خوانیم که پیامبر (ص) هنگامى که مى خواست وارد خانه دخترش فاطمه (ع) شود، نخست بر در خانه آمد دست به روى در گذاشت و در را کمى عقب زد، سپس فرمود: السلام علیکم، فاطمه (ع) پاسخ سلام پدر را داد، بعد پیامبر (ص) فرمود: اجازه دارم وارد شوم؟ عرض کرد وارد شو اى رسول خدا! پیامبر (ص) فرمود: کسى که همراه من است نیز اجازه دارد وارد شود فاطمه عرض کرد: مقنعه بر سر من نیست، و هنگامى که خود را به حجاب اسلامى محجب ساخت پیامبر (ص) مجدداً سلام کرد و فاطمه (ع) جواب داد، و مجدداً اجازه ورود براى خودش گرفت و بعد از پاسخ موافق فاطمه (ع) اجازه ورود براى همراهش جابربن عبدالله گرفت.

این حدیث بخوبى نشان مى دهد که تا چه اندازه پیامبر (ص) که یک الگو و سرمشق براى عموم مسلمانان بود این نکات را دقیقاً رعایت مى فرمود. حتى در بعضى از روایات مى خوانیم باید سه بار اجازه گرفت، اجازه اول را بشنوند و به هنگام اجازه دوم خود را آماده سازند، و به هنگام اجازه سوم اگر خواستند اجازه دهند و اگر نخواستند اجازه ندهند!. حتى بعضى لازم دانسته اند که در میان این سه اجازه، فاصله اى باشد چرا که گاه لباس مناسبى بر تن صاحب خانه نیست، و گاه در حالى است که نمى خواهد کسى او را در آن حال ببیند، گاه وضع اطاق به هم ریخته است و گاه اسرارى است که نمى خواهد دیگرى بر اسرار درون خانه اش واقف شود، باید به او فرصتى داد تا خود را جمع و جور کند، و اگر اجازه نداد بدون کمترین احساس ناراحتى باید صرف نظر کرد. 

ادامه دارد .................... 

[ شنبه 8 فروردین‌ماه سال 1388 ] [ 01:13 ب.ظ ] [ - ]
.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ
آخرین اخبار ارز

تعداد بازدید ها: 111670



قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

download

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا